بسم الله الرّحمن الرّحیم

امور تغذیه دانشگاه حضرت معصومه سلام الله علیها

خطبه فدکیه حضرت زهرا سلام الله علیها

چهارشنبه, ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ۱۱:۱۷ ق.ظ

خطبه فدکیه حضرت زهرا (س)

... حوادث رویداده پس از رحلت نبی مکرّم اسلام (ص) عجیب است؛ 28 صفر ... جنازه نازنین محمّد در خانه بر روی زمین است و علی مشغول کارهای غسل و کفن پیامبر است. گروهی به منزل علی و فاطمه که داغداران نخست رحلت پیامبرند آمده اند، امّا بقیه کجا هستند؟! چرا سراغی از پیامبر خدا نمی گیرند؟! چه شده است؟! ... "سعد بن عباده" در سقیفه انصار را به دور خود جمع کرده است و ادعای خلافت دارد ... ابوبکر و عمر هم در مسجد النبی  مهاجرین را بدور خود جمع کرده اند و مدعی هستند ... مهاجرین، خود را به سقیفه می رسانند و بحث و جدل بالا می گیرد ... هر کس در پی اثبات خود است ... و سرانجام با ابوبکر بیعت می کنند ... نخست ... ابلیس و بعد ...  بقیه ... و به روی نامبارک خود هم نمی آورند که همین دو ماه پیش بود که پیامبر در آن صحرای سوزان، پیش چشم 120000 نفر، علی را به عنوان جانشین خود اعلام و حتی جانشینان او تا روز قیامت را هم معرفی کرد ... حکمی که از سوی خداوند رسیده بود و با آن دین خدا کامل شد و خداوند به مسلمانی آنها رضایت داد  ... و پذیرفته بودند ... و در همانروز در حضور پیامبر، تک به تک با او بیعت هم کردند ... مراسمی که سه روز طول کشید؛ ...  خبر به علی رسید ... هنوز جنازه مبارک پیامبر بر روی زمین است ... علی دست فاطمه و حسنین را می گیرد و همان شب به در خانه تمامی اهل مدینه می رود و امر خدا و رسول در خلافت و حق خود را به ایشان یادآور می شود ... امّا جز 4 تن کسی به او دست بیعت نمی دهد ... مقداد، ابوذر، سلمان و زبیر ... و فردا شب  ... و شب بعد هم ... سه روز گذشته است و جنازه نازنین محمّد بر روی زمین است و کسی سراغی از او نمی گیرد!!! ... و علی در نیمه شب اول ماه ربیع الاوّل او را در خانه خودش به خاک می سپرد! ... بی حضور مدعیان جانشینی او  ... و به این ترتیب، محمّد  - که خداوند افلاک را نیافرید جز به طفیل وجود مقدّس او - غریبانه و شبانه به خاک سپرده می شود ... و بعد، دخترش ... و بعد، علی ... و کاش حسن هم ... و حسین ...

علی چون دید که یار و یاوری ندارد سکوت پیشه کرد،  در خانه ماند تا قرآن را که آیه آیه نازل شده و نوشته شده بود جمع کند تا از گزند حوادث در امان ماند؛ و این کار، نُه روز به طول انجامید؛  به مسجد آمد و قرآن خود را - که به شرح و تفصیل ویژه جمع آوری کرده بود - به مردم عرضه کرد، امّا گفتند ما خود داریم و به قرآن تو نیازی نداریم ... و آن قرآن را دیگر کسی ندید ... در این روز ها به ضرب چماق به دستان قبیله بنی اسلم از همگان برای ابوبکر بیعت گرفتند و ماند علی و اندک یاران او ... به در خانه او آمدند تا از او بیعت بگیرند امّا او بر سر حق خود ایستاد و بیعت نکرد ... گفتند راه درآمد او را ببندیم ... فدک را از فاطمه گرفتند ... به دروغ گفتند که پیامبران ارث نمی گذارند ... همان پیامبر که در حجه الوداع قصد جانش را کرده بودند ... سه روز جسدش را بر روی زمین گذاشتند و برای تشییع جنازه اش هم نرفتند ... حال حرف نگفته اش سند شده بود ... و فاطمه  - در زمانی که فقط 18 سال از عمر شریفش می گذشت - از خود دفاع کرد ... مردانه با جمعى از زنان بنى هاشم به مسجد پیامبر آمد تا گفتنى ها را بگوید ... محکم، مستدل و رسا ...

متن و ترجمه این خطبه شریف، در شش بخش تقدیم می گردد:

- بخش اوّل : حمد و ثنای خدا و رسول اکرم (ص).

- بخش دوّم : در عظمت قرآن و بیان علل الشرایع

- بخش سوّم : در بیان مجاهدت های حضرت رسول (ص) و حضرت علی(ع) در پیشبرد اسلام

- بخش چهارم : در غصب خلافت

- بخش پنجم : در غصب فدک

- بخش ششم : سخنی با انصار

  • محمد جواد احتشامی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی