بسم الله الرّحمن الرّحیم

امور تغذیه دانشگاه حضرت معصومه سلام الله علیها

بسم الله الرّحمن الرّحیم

امور تغذیه دانشگاه حضرت معصومه سلام الله علیها

بسم الله الرّحمن الرّحیم

با سلام؛ به وبلاگ امور تغذیه دانشگاه حضرت معصومه سلام الله علیها خوش آمدید.

  • ۰
  • ۰

پند های جاودانه: آخرین وصایای امام حسن مجتبی علیه السلام

 

جنادۀ بن أبى امیه می گوید: من وارد شدم بر حضرت حسن بن علىّ بن أبى طالب علیه السّلام در همان مرضى که با آن وفات نمود، و در مقابل آن حضرت طشتى بود که در آن خون قِى مینمود و کبد آن حضرت قطعه قطعه از سمّى که معاویه لعنَهُ اللَه خورانیده بود خارج می شد؛ عرض کردم: اى مولاى من! چرا خود را معالجه نمى‌کنید؟

حضرت فرمود: اى بنده خدا! مرگ را به چه علاج کنم‌؟

گفتم: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیهِ رجِعُونَ.

 

سپس حضرت روى به من نموده فرمود:  وَ اللَه لَقَدْ عَهِدَ إلَینَا رَسُولُ اللَه صَلَّى اللَه عَلَیهِ وَ ءَالِهِ إنَّ هَذَا الامْرَ یمْلِکهُ إثْنَا عَشَرَ إمَامًا مِنْ وُلْدِ عَلِىٍّ وَ فَاطِمَةَ، مَا مِنَّا إلَّا مَسْمُومٌ أَوْ مَقْتُولٌ.

سوگند به خدا که رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم از ما پیمان گرفته و وصیت نموده است که این امر ولایت و خلافت را بعد از او، دوازده امام از اولاد على و فاطمه عهده دار خواهند بود؛ و هیچکس از ما نیست مگر آنکه مسموم یا مقتول گردد.

 

در این وقت طشت را از نزد آن حضرت برداشتند و آن حضرت بگریست.

عرض کردم: مرا نصیحت و اندرزى کن اى پسر رسول خدا!

 

قَالَ: نَعَمِ،

  • اسْتَعِدَّ لِسَفَرِک وَ حَصِّلْ زَادَک قَبْلَ حُلُولِ أَجَلِک.
  • وَ اعْلَمْ أَنَّک تَطْلُبُ الدُّنْیا وَ الْمَوْتُ یطْلُبُک،
  • وَ لَا تَحْمِلْ هَمَّ یوْمِک الَّذِى لَمْ یأْتِ عَلَى یوْمِک الَّذِى أَنْتَ فِیهِ.
  • وَ اعْلَمْ أَنَّک لَا تَکسِبُ مِنَ الْمَالِ شَیئًا فَوْقَ قُوتِک إلَّا کنْتَ فِیهِ خَازِنًا لِغَیرِک.
  • وَ اعْلَمْ أَنَّ فِى حَلَالِهَا حِسَابٌ وَ فِى حَرَامِهَا عِقَابٌ وَ فِى الشُّبُهَاتِ عِتَابٌ؛
  • فَأَنْزِلِ الدُّنْیا بِمَنْزِلَةِ الْمِیتَةِ، خُذْ مِنْهَا مَا یکفِیک
  • فَإنْ کانَ ذَلِک حَلَالًا کنْتَ قَدْ زَهِدْتَ فِیهَا،
  • وَ إنْ کانَ حَرَامًا لَمْ یکنْ فِیهِ وِزْرٌ، فَأَخَذْتَ کمَا أَخَذْتَ مِنَ الْمِیتَةِ،
  • وَ إنْ کانَ الْعِتَابُ فَإنَّ الْعِتَابَ یسِیرٌ.

 

فرمود: بلى،

  • براى سفرى که در پیش دارى خود را آماده ساز، و توشه این سفر را قبل از آنکه زمان کوچ کردن در رسد و آهنگ رحیل بنوازند مهیا کن.
  • و بدان که تو به دنبال دنیایی، در حالیکه مرگ هم به دنبال توست.
  • و همّ و اندوه و اندیشه روزى را که هنوز نیامده است بر امروزت بار مکن.
  • و بدان که تو از اموال دنیا هیچ چیزى را زیاده از قوت خودت کسب نمى‌کنى مگر آنکه در آن چیز خزانه دار دیگران هستی!
  • و بدان که در آنچه از اموال دنیا از راه حلال بدست مى‌آورى حساب است؛ و در حرامش عقاب است؛ و در مشتبهاتش عتاب و سرزنش و مؤاخذه است.
  • پس دنیا را مانند جیفه و مُردارى فرض کن ]و[ به اندازه کفاف از آن برگیر.
  • پس اگر آنچه اخذ نموده‌اى از حلال باشد، تو در این امر طریق زهد و قناعت پیشه داشته‌اى؛
  • و اگر آنچه را از دنیا برمیدارى از حرام باشد، دیگر دچار وِزر و تبعات و مؤاخذه نیستی ، چونان که از میته به قدر ضرورت برداشته‌اى؛
  • و اگر از مواردی باشد که مورد عتاب واقع ‌شوى، دچار عتاب‌ کمترى شده‌اى!

 

  • وَ اعْمَلْ لِدُنْیاک کأَنَّک تَعِیشُ أَبَدًا
  • وَ اعْمَلْ لِآخِرَتِک کأَنَّک تَمُوتُ غَدًا.
  • وَ إذَا أَرَدْتَ عِزًّا بِلَا عَشِیرَةٍ وَ هَیبَةً بِلَا سُلْطَانٍ، فَاخْرُجْ مِنْ ذُلِّ مَعْصِیةِ اللَه إلَى عِزِّ طَاعَةِ اللَه عَزّ وَ جَلَّ.
  • وَ إذَا نَازَعَتْک إلَى صُحْبَةِ الرِّجَالِ حَاجَةٌ، فَاصْحَبْ مَن إذَا صَحِبْتَهُ زَانَک،
  • وَ إذَا خَدَمْتَهُ صَانَک،
  • وَ إذَا أَرَدْتَ مِنْهُ مَعُونَةً أَعَانَک،
  • وَ إنْ قُلْتَ صَدَّقَ قَوْلَک،
  • وَ إنْ صُلْتَ شَدَّ صَوْلَک،
  • وَ إنْ مَدَدْتَ یدَک بِفَضْلٍ مَدَّهَا،
  • وَ إنْ بَدَتْ عَنْک ثُلْمَةٌ سَدَّهَا،
  • وَ إنْ رَأَى مِنْک حَسَنَةً عَدَّهَا،
  • وَ إنْ سَأَلْتَهُ أَعْطَاک،
  • وَ إنْ سَکتَّ عَنْهُ ابْتَدَاک،
  • وَ إنْ نَزَلَتْ إحْدَى الْمُلِمَّاتِ بِهِ واساک.
  • مَنْ لَا تَأْتِیک مِنْهُ الْبَوَآئِقُ،
  • وَ لَا یخْتَلِفُ عَلَیک مِنْهُ الطَّرَآئِقُ،
  • وَ لَا یخْذُلُک عِنْدَ الْحَقَآئِقِ،
  • وَ إنْ تَنَازَعْتُمَا مُنْقَسِمًا ءَاثَرَک.
  • براى دنیاى خود چنان عمل کن که گویا جاودانه خواهی ماند. ( در جمع کردن مال عجول نباش. )
  • و براى آخرتت چنان عمل کن که گویا فردا خواهى مرد!
  • و اگر می خواهی که عزیز و سربلند باشی بی آن که محتاج خویشان گردی و صاحب هیبت و بزرگی گردی در حالی که سلطه ای بر دیگران نداری، از ذلّت و خواری گناه و معصیت خداوند بدر آی و در عزّت اطاعت از خدای عزّ و جلّ درآی.
  • و اگر حاجتى تو را وادار کند که ناچار با افرادى مصاحبت و همنشینى داشته باشی، پس براى خود مصاحب و همنشینى اختیار کن که مصاحبت با او موجب زینت و سربلندی تو باشد،
  • و اگر او را خدمت کنى او هم هوای تو را داشته باشد،
  •  و اگر از او کمکى بخواهى تو را کمک کند،
  • و اگر سخنى گوئى گفتار تو را تصدیق کند،
  • و اگر پیوند بستی هیمنه‌ات افزون شود،
  • اگر دست به سویش دراز کردی دستت را پس نزند،
  • و اگر از تو ضعف و شکستی پدیدار شد، آن را بپوشاند،
  •  و اگر از تو نیکی دید، به حسابش آرد،
  • و اگر از او درخواستی کردی، دریغ نکند،
  • و اگر ] به هنگام نیاز [  خاموش بودی و هیچ نگفتی او  خود اقدام به برآوردن حاجت تو کند،
  • و اگر اتفاق ناخوشایندی برایت پیش آمد، غم‌خوارت باشد.
  •  با کسی همنشین باش که از ناحیۀ او دچار گرفتاری و سختی نشوی،
  • و راه ها بر تو گونه گون نشود،
  • و هنگام بروز حقایق خوارت نکند،
  • و اگر درباره‌ی تقسیم سهمیه‌ای اختلاف پیدا کردید تو را بر خود مقدم دارد.

 

جُناده می گوید: پس از آنکه حضرت مجتبى علیه السّلام این مواعظ را بیان فرمودند نَفَسشان قطع و رنگ آن حضرت زرد شد تا حدّی که چنین پنداشتم که در هماندم جان خواهد داد. در این حال حضرت إمام حسین علیه السّلام با أسود بن أبى الاسود داخل شدند و سید الشّهداء خود را به روى برادر انداخت و سر و صورت او را بوسید، و سپس در نزد او نشست، و هر دو با یکدیگر به نجوى و آهستگى سخنانى گفتند؛ ناگاه أبو الاسود گفت: إنَّا لِلَّه و انّا الیه راجون، روح حضرت حسن به عالم باقى شتافت.

 

منبع متن اصلی و ترجمه: دانشنامه امام حسن مجتبی علیه السّلام

بازخوانی، ویرایش و صفحه آرایی : محمّد جواد احتشامی - شهریور 1400

 

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی